تقویم جلالی

مرداد ۱۳۸۹
ش ی د س چ پ ج
« تیر    
 ۱
۲۳۴۵۶۷۸
۹۱۰۱۱۱۲۱۳۱۴۱۵
۱۶۱۷۱۸۱۹۲۰۲۱۲۲
۲۳۲۴۲۵۲۶۲۷۲۸۲۹
۳۰۳۱  

آمار

ای کاش که خواب مانده بودم!

نویسنده admin در دسته : صادقانه ها در تاریخ : مهر ۰۱م, ۱۳۸۸

رمضان همیشه برای من ماهی باشکوه بود و این بار هم تغییرات درونی و البته کدری های ناگزیرِ من ، به نظرم ، چیزی از شکوه اون نکاست! از رمضان چند سال پیش که خب البته داشتم رمضان را بیشتر می شناختم ، گرفته تا کنون… از ماجرای اطعام بچه گربه ای که از خانه ی همسایه رانده شده بود گرفته تا دگرگونی صورت یافته در من ، در رمضانی که گذشت…

این رمضان ، رمضان دگرگونی من بود ، چرا که:

 - بیش از هر زمان دیگری کدری در من راه یافت!

- برای نخستین بار با حسی به نام ” نفرت ” آشنا شدم!

- برای نخستین بار به صورت جدی! ” نذر ” کردم!

- ظرف مدت تنها سه روز تغییری نه البته عجولانه! بلکه عمیق و ژرف در من صورت گرفت!

- ” ازدواج ” کردم!

هر چند:

- آن کدری نماند و دوباره انگاری که زلال شدم!

- آن نفرت اگر چه در من رخنه کرد اما جای خودش را براحتی و تنها با کمی دلگیری ساده اما موثر! عوض کرد…

- آن نذر اگر چه مقبول نبود اما انگاری که شد فدیه ای برای نذری دیگر…

- آن تغییر اگر چه در من آتش افروخت اما حسی ، خیالی ، جانی ، نگاهی عاشقانه ساخت…

و من ماندم و یک دنیای جدید که گویی این بار از فرط بزرگی ، کوچک شده است!

khab

  ای کاش که خواب مانده بودم برای عید…

بیش از هزار و سیصد و چهل و دو روز…

نویسنده admin در دسته : پرواز سی 130 در تاریخ : مرداد ۱۷م, ۱۳۸۸

برای روز خبرنگار ، بازنشر روایتی دردناک از پرواز سی ۱۳۰

امروز روز خبرنگار است! روزی که بواسطه ی شهادت محمود صارمی ، خبرنگار ایرنا در افغانستان مزین به نام جاوادنه ی ” شهید خبرنگار” شد.
انگار همین دیروز بود!  اما نه! ، بیش از هزار و سیصد و چهل و دو روز، از داغدار شدن و از تنهائی خانواده هائی می گذرد که برای این روزها برنامه ها داشتند…
 
حافظه هایی کوتاه مدت!

۱۵ آذر ماه ۱۳۸۴
بیقراری در دل ۱۰۴ خانواده لانه کرده است!
ساعت سیزده و پنجاه دقیقه

c130تلفنم زنگ می خورد ، سید! یه هواپیما همین الان افتاد! می شوم مثال مرغی پرکنده!  تلویزیون را روشن می کنم!  شبکه ی خبر! چندی نمی گذرد ، به نقل از پلیس ۱۱۰ ، دقایقی پیش یک فروند هواپیما حوالی فرودگاه مهر آباد ، شهرک توحید سقوط کرد. اطلاعات بیشتری در دست نیست!

محسن همتی:
ساعت حوالی ۱۰ صبح بود که مهدی زنگ زد ، کجائی مهدی؟ مهرآباد! مگه پرواز نکردید؟ هواپیما خرابه!

(ادامه)

سلام علی آل یاسین…

نویسنده admin در دسته : اشعار, صادقانه ها, مویه ها در تاریخ : مرداد ۱۵م, ۱۳۸۸

بازخوانی چند باره ی شعری که بسیار دوستش دارم…

” چرا دلم نکند تب!؟ “ به صدا و قلم این حقیر

(ادامه)