صفحات ویژه
تقویم جلالی
| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
|---|---|---|---|---|---|---|
| « تیر | ||||||
| ۱ | ||||||
| ۲ | ۳ | ۴ | ۵ | ۶ | ۷ | ۸ |
| ۹ | ۱۰ | ۱۱ | ۱۲ | ۱۳ | ۱۴ | ۱۵ |
| ۱۶ | ۱۷ | ۱۸ | ۱۹ | ۲۰ | ۲۱ | ۲۲ |
| ۲۳ | ۲۴ | ۲۵ | ۲۶ | ۲۷ | ۲۸ | ۲۹ |
| ۳۰ | ۳۱ | |||||
آمار
موضوعات
دوستان ناب
بیش از هزار و سیصد و چهل و دو روز…
نویسنده admin در دسته : پرواز سی 130 در تاریخ : مرداد ۱۷م, ۱۳۸۸
برای روز خبرنگار ، بازنشر روایتی دردناک از پرواز سی ۱۳۰
امروز روز خبرنگار است! روزی که بواسطه ی شهادت محمود صارمی ، خبرنگار ایرنا در افغانستان مزین به نام جاوادنه ی ” شهید خبرنگار” شد.
انگار همین دیروز بود! اما نه! ، بیش از هزار و سیصد و چهل و دو روز، از داغدار شدن و از تنهائی خانواده هائی می گذرد که برای این روزها برنامه ها داشتند…
حافظه هایی کوتاه مدت!
۱۵ آذر ماه ۱۳۸۴
بیقراری در دل ۱۰۴ خانواده لانه کرده است!
ساعت سیزده و پنجاه دقیقه
تلفنم زنگ می خورد ، سید! یه هواپیما همین الان افتاد! می شوم مثال مرغی پرکنده! تلویزیون را روشن می کنم! شبکه ی خبر! چندی نمی گذرد ، به نقل از پلیس ۱۱۰ ، دقایقی پیش یک فروند هواپیما حوالی فرودگاه مهر آباد ، شهرک توحید سقوط کرد. اطلاعات بیشتری در دست نیست!
محسن همتی:
ساعت حوالی ۱۰ صبح بود که مهدی زنگ زد ، کجائی مهدی؟ مهرآباد! مگه پرواز نکردید؟ هواپیما خرابه!
ساعت سیزده و چهل و سه دقیقه
محسن همتی:
محمد زنگ زد ، محسن همین الان جلوی چشم من یه هواپیما شیرجه رفت توی شهرک توحید! مهدی کجاست؟! هواپیماش چی بود؟ ملخ داشت! مهدی کجاست؟! مهدی چابهاره! تو برو تو شهرک کمک کن!
خیره شدم به صفحه ی تلویزیون! شبکه خبر! خبری نیست! مجری ظاهر شد ، در پی سقوط یک فروند هواپیما در شهرک توحید ، نیروهای امدادی به محل حادثه اعزام شدند! هنوز اطلاعات بیشتری در خصوص سرنشینان هواپیمای مذکور در دست نیست!
محسن همتی:
شده بودم شبیه مرغ سرکنده! می دونستم همون هواپیماست! برگشتم شبکه گفتم به نقل از ۱۱۰ خبر سقوط رو بریم ، رفتیم! رفتم گروه خبرنگاران ، گفتم حمید رضا ، دو تا گروه بفرست شهرک توحید ، یه هواپیما سقوط کرده! برگشتم بالا ، به بچه ها گفتم موزیک ویدئو بسازند ، با عکس بچه های اعزامی به چابهار ، اگر قرار شد خبر رو بریم! با عکس باشه! بچه های مونتاژ ، مبهوت کلام من بودند! برگشتم گروه خبرنگاران ، هنوز گروه نرفته بود! گفتم بچه ها تو اون هواپیما بودن! بچه های گروه خبرنگاری گیج شده بودند! محسن چی میگی؟!
محمد زنگ زد! محسن اینجا جهنمه! بگو آتش نشانی بیاد! مردم دارن می سوزن! محسن مهدی کجاست؟! مهدی چابهاره ، برو کمک کن! محسن مهدی کجاست؟ گفتم مهدی چابهاره! محسن بگو آتش نشانی بیاد! اینجا جهمنه ، محسن مهدی کجاست ؟! گفتم چابهاره! اصلا فکر کن بین همین هاس! برو کمک کن! محسن اینجا جهمنه ،مردم دارن می سوزن! بگو آتیش نشانی بیاد…
زنگ زدم خونه ی پدرم ببینم چه خبره! باید کاری می کردم که سمت تلویزیون نرن! سلام ، مامان کجاس؟ اینجاس ، محسن این هواپیما چی بوده که سقوط کرده؟! مهدی کجاس!؟ مهدی چابهاره ، اونا صبح رفتن! نه مهدی ساعت ۱۰ زنگ زده بود می گفت هواپیماشون خرابه! پس چرا زنگ می زنیم موبالش خاموشه؟! مهدی الان چابهاره ، مانور ارتشه! اونجا میرن تو قرنطینه ، موبایلشون باید خاموش باشه! من بهش زنگ می زنم می گم با خونه تماس بگیره!
هنوز چشمم از صفحه تلویزیون جدا نشده! مجری دوباره ظاهر می شود ، اطلاعات جدیدی در مورد هواپیمای حادثه دیده! ، هواپیمای مذکور متعلق به نیروی هوایی ارتش بوده که در حال اعزام نیرو به مانور ولایت در چابهار ، دچار سانحه گردیده است!
محسن همتی:
زنگ زدم به چابهار ، به یکی از بچه های ارتش ، فلانی از بچه های ما چه خبر؟ دیگه الان باید برسن! تو راه هستند! گفتم منتظر نباش! بچه ها سقوط کردند! چی می گی؟! شوخی نکن! شوخی ندارم ، بچه ها سقوط کردند! منتظر نباشید! چی می گی؟! بزار من تماس بگیرم! با بیسیم تماس می گیرد! کسی پاسخ نمی دهد! ” میگم بچه ها سقوط کردند!” منتظر نباشید! اسامی رو برای من بخون!
مرد ارتشی باورش نمی شود! تلفن را قطع می کنم! و اینبار مرد ارتشی زنگ می زند! محسن جواب نمی دن! گفتم که! منتظر نباشید ، بچه ها در شهرک توحید سقوط کردند! مرد ارتشی اسامی را می خواند! ۱- عباس واعظی ۲- مجتبی محدث ۳- مهدی همتی…
ارتشی برای من می خواند و من می نوشتم…
خانواده ها ی جانباختگان عموما از طریق شبکه ی خبر از عمق فاجعه مطلع می شوند وچندی نمی گذرد ، رئیس جمهور از جوار خانه ی خدا پیام تسلیت صادر می کند:
بسم الله الرحمن الرحیم
مردم شریف ایران
به محض ورود به شهر مکه مکرمه در جوار کعبه شریف از خبر فاجعه سقوط هواپیما و شهادت جمعی از هموطنان، فرهیختگان، اعضای جامعه رسانهای و نظامیان مطلع شدم. این حادثه جانسوز را به محضر بقیهالله الاعظم ارواحنا له الفداء، رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنهای، خانواده معظم جانباختگان، مردم عزیز و همکاران آنان تسلیت میگویم و برای مجروحان حادثه از خداوند منان آرزوی شفای عاجل دارم . نیروهای امدادی و اجرایی کشور موظفند برای امداد رسانی و نجات جان مجروحان تمامی توان و تلاش خود را به کار گیرند . معاون اجرایی رییس جمهوری به عنوان رییس ستاد پیگیری تبعات حادثه، علت سقوط هواپیما و امداد به حادثه دیدگان را مدیریت خواهد کرد و در اسرع وقت هماهنگی لازم را به عمل خواهد آورد.
تشیـیـعی بـا شـکوه
پنجشنبه ، هفدهم آذرماه ۸۴
پیکر مطهر شهدای پرواز سی ۱۳۰ بر روی دستان هزاران نفر از مردم مهربان ایران زمین تشییع و به خاک سپرده شد.
موجی پرشور از حس همدردی مردم ، آنروز خانواده های داغدیده را همراهی می کرد ، مسئولین کشوری و لشگری پا به پای مردم برای آرامش خاطر بازماندگان آن حادثه ی تلخ می کوشیدند ، قطعه ای مخصوص اصحاب رسانه طراحی و آماده شد.
محسن همتی:
میان قطعه ی ۵۰ و ۲۳۱ ، مشاجره بود ، قطعه ی ۲۳۱ از قطعات عادی بهشت زهرا قلمداد می شد اما قطعه ی ۵۰ به لحاظ ویژگی موقعیت ، شرایط بهتری را برای طراحی های آینده مهیا می کرد ، در آخرین ثانیه ها ، شهید ایل بیگی بعد از وداع خانواده و همسایه ها و پس از انصراف از دفن در قطعه ی ۲۳۱ ، در قطعه ی ۵۰ دفن شد و دیگران هم یکی پس از دیگری به آرامگاه ابدی راه یافتند.
آن روز یکی از عجیب ترین روزهای عمر من بود! من به بهارستان نرفتم و در یافت آباد ماندم برای همراهی با خانواده ی شهید حسین عرب احمدی ، حسین را آوردند ، مردم از گوشه کنار می آمدند ، حسین را کفن کردیم ، با همان کفنی که خودش از کربلا خریده بود! این شهید بر روی دستان سیل انبوه مردم همچون گلی بر روی جریان جاری آب روان بود ، من فیلمبرداری می کردم و گه گاهی در ویزور دوربین به تصاویری بر می خوردم که نشانه بودن این شهدا را برایم مسجل تر می کرد ، آن جوان افغانی را هرگز فراموش نخواهم کرد که چگونه زار می زد و به دنبال پیکر شهید می دوید! با خودم گفتم: تو دیگر چرا گریه می کنی!؟
بنیاد شهید هنوز شهادت خبرنگاران را نپذیرفته است!
شنبه ، نوزدهم آذر ماه ۸۴
” بنیاد شهید و امور ایثارگران تاکنون شهادت خبرنگاران و گروههای خبری جانباخته در حادثه سانحه هوایی را قبول نکرده و بر عدم خاکسپاری شهدای این حادثه در قطعه شهدا تاکید دارد.
یک منبع آگاه با اعلام این مطلب در گفتگو با خبرگزاری فارس گفت: متاسفانه با وجود صراحت قانونی و تاکید صریح قانون مصوب ارتش مبنی بر شهادت «تمامی کشته شدگان در مراحل انتقال قبل، حین و پس از رزمایشهای نظامی» بنیاد شهید و امور ایثارگران تاکنون از پذیرش این مسئله خودداری کرده است.
وی افزود: از سوی ستاد کل نیروهای مسلح، رئیس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس به عنوان مسئول پیگیری این حادثه تعیین گردیده، ولی پیگیری وی برای مشخص شدن دلیل عدم موافقت این بنیاد و طی مراحل حقوقی مسئله، هنوز به نتیجه نرسیده است
این منبع آگاه افزود: در حالی که رئیس جمهوری صراحتاً بر شهادت این عده تاکید کرده و قانون نیز در این زمینه شفافیت دارد مشخص نیست دلیل این نوع برخورد بنیاد شهید با مسئله چیست.
امروز نیز به دلیل مخالفت بنیاد شهید اصفهان، امکان خاکسپاری شهید جان نثاری در بهشت شهدای اصفهان فراهم نگردید. این در حالی است که تعداد زیادی از خبرنگاران جان با خته در این حادثه، روز پنجشنبه در قطعه ای به نام شهدای رسانه در بهشت زهرا در تهران خاک سپاری شدند “
در نهایت بچه ها رسما شهید می شوند!
هواپیما نقص فنی داشته است ، اشکال در VOR های هواپیما!
دوشنبه ، ۲۹ خرداد ۱۳۸۵
پس از گذشت بیش از ۶ ماه سازمان قضائی نیروهای مسلح نتایج کنکاو خود در پرونده ی سی۱۳۰ را اعلام می کند.
با توجه به تحقیقات انجام شده، گزارش سانحه سقوط هواپیمای سی ۱۳۰ نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران به شرح زیر است:
۱/۱- خلبان هواپیمای سی ۱۳۰ ستوان یکم، بابک گوهری در ساعت ۸ صبح روز سانحه جهت کنترلهای قبل از پرواز به هواپیما مراجعه و با برخی اشکالات فنی از جمله عیب سیستم ناوبری هواپیما VOR مواجه شده و اشکالات را در فرم مربوط ثبت و اعلام مینماید.
۲/۱- با توجه به تاخیر در رفع عیب سیستم ناوبری و عدم موافقت خلبان گوهری برای پرواز با یک VOR، مسئولان مربوط به تیپ ترابری اقدام به تعویض خلبان گوهری به خلبان نادری مینمایند.
۳/۱- در پی اصرار خلبان نادری که عیب VOR را اساسی میدانسته، تیم تعمیر و نگهداری اقدام به تعویض یکی از VORهای هواپیمای مذکور با VOR هواپیمای دیگری مینمایند.
۴/۱ -با تعویض VOR و صدور اجازه پرواز ، خلبان گوهری تقاضا میکند که مجدداً هدایت هواپیما را بر عهده بگیرد که با موافقت مسئولان امر هدایت به وی سپرده میشود.
۵/۱- در نهایت هواپیمای سی ۱۳۰ در ساعت ۲۴/۲۱/۱۳ با بیش از ۵ ساعت تاخیر با رفع اشکالات موجود و دید کم به پرواز درآمده ولی ۱۰ دقیقه پس از پرواز در ساعت ۰۰/۳۱/۱۳ به علت بروز نقص فنی در موتور شماره ۴، خلبان اعلام وضعیت اضطراری نموده (خلبان در این لحظه با مشاوره با متخصصین موتور شماره ۴ را خاموش مینماید) و با هماهنگی تقرب (رادار) فرودگاه به فرودگاه باز میگردد.
۶/۱- خلبان پس از کسب مجوز از تقرب (رادار)، جهت فرود ارتفاع خود را کاهش داده و در فاصله ۷ مایلی باند و در ساعت ۳۷/۴۰/۱۳، تقرب فرودگاه، هواپیما را به برج مراقبت تحویل میدهد و مسئولیت خود را تمام شده تلقی مینماید.
۷/۱- هواپیما در فاصله ۲/۴ مایلی از مسیر اصلی خود به سمت چپ منحرف شده و این انحراف تا زمان بروز سانحه ادامه مییابد.
۸/۱- در فاصله ۵/۳ مایلی باند، شهید گوهری در تماس افسر کاروان نظامی (بخش کنترل پروازهای نظامی پایگاه هوایی مهرآباد) با وی، وضعیت را طبیعی اعلام میکند. این موضوع بیانگر این است که وی متوجه انحراف به چپ خود نبوده است.
۹/۱- با ادامه پرواز نزدیک شدن هواپیما به زمین، خلبان گوهری متوجه انحراف مسیر شده و در جهت تصحیح مسیر خود به سمت باند پرواز (سمت راست)، بدون توجه به محدودیت هواپیما و از کار افتادن موتور شماره ۴ در بال راست، با سرعت کم اقدام به گردش بیش از حد به سمت راست مینماید که این عمل وی موجب واماندگی هواپیما STALL شده و هواپیما با برگشت به چپ و شیرجه شدید در کنار بلوک ۵۲ شهرک توحید به زمین برخورد و منفجر میشود.
آنچه باعت این فاجعه می شود
به گزارش سازمان قضائی نیروهای مسلح با توجه به تحقیقات انجام شده علل و عوامل ذیل در وقوع سانحه موثر بودهاند.
۱/۴- اشکال در سیستم ناوبری هواپیما – کارکنان پایگاه هوایی مهرآباد در تعویض سیستم VOR هواپیمای سی ۱۳۰ مرتکب اهمال و سهل انگاری شدهاند و فرماندهان مربوط نظارت صحیحی بر عملکرد زیر مجموعه خود اعمال ننمودهاند که این امر منجر به انحراف هواپیما از مسیر اصلی خود هنگام فرود در فرودگاه مهرآباد شده است. (گفته می شود ، VOR تعویض شده از هواپیمائی باز شده که خود گزارش خطای VOR داشته است! ، ضمن اینکه VOR مذکور با VOR سالم هواپیمای سی ۱۳۰ تعویض شده و به این صورت هر دو VOR هواپیمای سانحه دیده خراب بوده است!)
۲/۴- سهل انگاری کنترلر تقرب (رادار) و برج مراقبت و مسئولان اداره مراقبت پرواز فرودگاه مهر آباد.
براساس تحقیقات به عمل آمده و نظریه کارشناسان به ویژه هیات کارشناسان پاکستانی (عضو ایکائو) در هنگام انحراف هواپیما از مسیر اصلی خود، کنترلرهای تقرب و برج مراقبت طبق مقررات سازمان ایکائو و دستور العملهای موجود وظیفه داشتهاند که هواپیمای دارای نقص فنی و در حین فرود اضطراری را تا زمان نشستن بر باند فرودگاه،تحت نظارت و مراقبت دقیق خود قرار داده و هر گونه انحرافی را به خلبان تذکر دهند،لیک به وظایف قانونی خود به درستی عمل ننمودهاند و مسئولان اداره مراقبت پرواز نیز مدیریت صحیحی بر مجموعه خود اعمال ننمودهاند.
۳/۴- براساس بررسیهای انجام شده و اعلام مراجع امنیتی هیچ گونه قرائن و شواهدی دال بر انجام اقدامات خرابکارانه در هواپیما به دست نیامده است.
۴/۴- مجموع خطاها و سهل انگاریهای به عمل آمده در پایگاه هوایی مهرآباد و اداره مراقبت پرواز فرودگاه مهر آباد در وقوع این سانحه نقش داشته است.
سازمان قضائی نیروهای مسلح
براساس قرار نهایی دادسرای نظامی تهران که در ۹۳ صفحه تنظیم شده است و با توجه به نتایج تحقیقات و بررسیهای به عمل آمده، معاینات و تحقیقات محلی، نظریات هیاتهای کارشناسی و اظهارات شهود و مطلعین، قصور چهار نفر از مسئولان و کارکنان تیپ ترابری منطقه هوایی مهرآباد و چهار نفر از مسئولان و کارکنان بخش مراقبت پرواز و تقرب (اپروچ) فرودگاه مهرآباد،در این سانحه اثبات و پرونده آنان به اتهام مشارکت در اهمال، سهل انگاری، بیمبالاتی و عدم رعایت نظامات دولتی و مقررات ایمنی مربوط به پرواز و هوانوردی منجر به قتل غیر عمدی، شهادت سرنشیان هواپیما و تعدادی از رهگذران و ایراد صدمه بدنی غیر عمدی به تعدادی از ساکنین و رهگذران محلی با صدور قرار مجرمیت و کیفر خواست به دادگاه نظامی تهران ارسال گردید.
رسیدگی به پرونده در دادگاه نظامی یک تهران ادامه پیدا خواهد کرد و بدیهی است که براساس حکم داده و طی مراحل دادرسی، مقصرین نهایی و میزان قصور متهمان تعیین خواهد شد.
۸ متهم پرونده تبرئه می شوند! ورق بر می گردد!
دو سال بعد ، چهار شنبه ، دوم مرداد ماه ۱۳۸۶
اهمال کاری مسئولین نیروی هوائی ارتش و فرودگاه مهر آباد ، اصرار بیش از حد برای پرواز ، عدم پذیرش پرواز توسط خلبان گوهری ، تعویض خلبان ، اتفاق نظر دو خلبان در وجود عیب در سیستم ناوبری ، vor های هواپیما ، پرواز گوهری با همان هواپیما که در یک سال نخست پس از حادثه بر سر زبان ها جاری بود ، بعد از گذشت نزدیک به دو سال ، به اوهام و خیال تبدیل می شود و درنهایت همه ی متهمان پرونده تبرئه می شوند ، گوئی که سقوطی رخ نداده! و یا مقصر حادثه خلبانی بوده که حالا برای دفاع از خود دستش کوتاه است! گر چه اگر فرض کنیم خلبان مقصر حادثه بوده ، آیا خلبان کسی جز کادر پروازی نهاجا بوده است!؟
دادسرای نظامی تهران میخ آخر را می کوبد!
دادگاه نظامی یک تهران در رسیدگی به این پرونده ، پانزده جلسه برگزار کرد که ده جلسه آن با حضور شکات و خانواده های معظم شهدای این سانحه برگزار شد.
در روند رسیدگی ابعاد مختلف ، این حادثه مورد بررسی و تحقیقات قرار گرفت و چندین جلسه اختصاصی نیز با متخصصان نیروی هوایی و سازمان هواپیمایی کشوری ،کارشناسان ، خبرگان فن هوانوردی و خلبانان با تجربه برگزار شد .
این اطلاعیه می افزاید: دادگاه نظامی یک تهران در نهایت با تکمیل تحقیقات رای متهمان پرونده را صادر و به استناد قانون اجازه الحاق دولت ایران به کنوانسیون ۱۲ اکتبر۱۹۲۹ ورشو، پروتکل ۲۸ سپتامبر ۱۹۶۱ گوادالاخارا و پروتکل ۸ مارس ۱۹۷۱ گواتمالا، نهاجا را به پرداخت (دیه) در حق سرنشینان و کادر پروازی و جان باختگان شهرک توحید و جبران خسارات واردشده به دیگر زیان دیدگان محکوم کرد.
در این اطلاعیه افزوده شده است : با بررسی اسناد ، مدارک و مستندات موجود نظریه های فنی و کارشناسی ارائه شده متخصصان مختلف در امور هوانوردی اعم از خلبانی ، مراقبت پرواز ، مدیریت فرودگاهی ،رادار و تعمیرات و نگهداری هواپیما ، دلایل و مدارک متقن ارائه شده متهمان که مورد تایید کارشناسان خبره و متعهد قرار گرفته است ، در نهایت امکانات و مقدورات موجود در بخش های مربوط در نهاجا و سازمان هوپیمایی کشوری ، دادگاه ، اقدامات انجام شده هشت متهم پرونده را مغایر قوانین و مقررات و دستور العمل های محلی تشخیص نداد و اهمال ، سهل انگاری و رعایت نکردن نظامات دولتی متهمان از نظر دادگاه محرز نشد ، لذا آنان را از اتهامات وارد شده تبرئه کرد.
بدیهی است که رسیدگی به موضوع سوء مدیریت و نظارت نکردن صحیح در حوزه وظایف اداری متهمان و تنبیه متخلفان در صورت اثبات تخلف ، به لحاظ این که فاقد جنبه جزایی است ، به عهده مسئولان ذیربط در نهاجا و سازمان هواپیمایی کشوری است .
دراین اطلاعیه می افزاید: حکم دادگاه ظرف بیست روز از ابلاغ ، قابل تجدید نظر خواهی در مراجع قانونی است و افراد و مقاماتی می توانند به حکم صادرشده اعتراض کنند که در حکم دادگاه مشخص شده اند و حکم رسما به آنان ابلاغ خواهد شد
حکمی ناقص با چند ماه تاخیر به شکاک ابلاغ می شود!
حکم صادره تعجب همگان ، بخصوص شکاک را بر می انگیزد! تناقض میان نخستین اطلاعیه ی سازمان قضائی نیروهای مسلح و رای نهائی دادگاه نظامی تهران کاملا مشهود است چنانکه تحقیقات صورت گرفته اهمال کاری ۸ مسئول را به اثبات می رساند اما رای دادگاه نظامی گویای چیز دیگری است.
از سوی دیگر حکم صادره از سوی دادگاه نظامی تهران که فرصتی ۲۰ روزه برای اعتراض را در نظر گرفته است با چند ماه تاخیر و به صورت ناقص به شکاک اصلی ابلاغ می شود!
کنوانسیون ۱۲ اکتبر۱۹۲۹ ورشو
استناد دادگاه نظامی تهران به قانون الحاق ایران به کنوانسیون ۱۲ اکتبر۱۹۲۹ ورشو برای محکوم کردن نهاجا به پرداخت دیه نیز جای تامل دارد ، چرا که در آن کنوانسیون که اساسا به منظور یکسان سازی مقررات ناظر بر امور حمل و نقل هوائی صادر و به امضاء ایران نیز رسیده است ، ماده ی ۲۲ کنوانسیون مذکور صریحا خطاکار مسئول در حمل نقل هوائی را به پرداخت خسارت محکوم می کند:
ماده ی۲۲ کنوانسیون ۱۲ اکتبر۱۹۲۹ ورشو + ۲ پروتکل الحاقی اصلاحی
مسئولیت متصدی حمل و نقل در مورد حمل مسافر محدود به مبلغ یک میلیون و پانصد هزار فرانک برای مجموع دعاوی مربوطبه جبران خسارت حاصله از فوت یا آسیب بدنی برای هر مسافر میباشد.
در موردی که مطابق قوانین محکمه رسیدگیکننده ممکن است خسارات به صورت اقساط پرداخت گردد جمع کل مبلغ اقساط نباید از یک میلیون وپانصد هزار فرانک تجاوز نماید.
۱٫۵۰۰٫۰۰۰ فرانک خسارت واقعی برای هر نفر از حادثه دیدگان!
طبیعیست که قوانین محکم و سختگیرانه لازمه ی ایجاد امنیت مطلوب در حمل و نقل های هوائی است اما آنچه در مورد جانباختگان این حادثه لحاظ گردیده ، مغایر با کنوانسیون ۱۲ اکتبر۱۹۲۹ است! در ماده ی ۲۲ قانون مذکور متصدی خاطی محکوم به پرداخت حداقل ۱۵۰۰٫۰۰۰ فرانک برای هر نفر بوده است که معال ریالی آن با احتساب قیمت ارز مذکور به هر فرانک ۷۵۰۰ ریال چیزی معادل ۱۱٫۲۵۰٫۰۰۰٫۰۰۰ریال می باشد که مبلغ پرداختی به بازماندگان در قالب دیه اسلامی از ۳۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال تجاوز نکرده است!
تفاوت میان موتور سیکلت و هواپیما!
همسر شهید شادرو:
برای من مهم است که روزی بتوانم تفاوت قانونی میان موتور سیکلت و هواپیما را برای فرزندم توضیح دهم!
شکوه یاد بود های پی در پی در کذار زمان کمرنگ تر می شود…
در همه جا ، از همه سمت ، همه کس در تلاشند که برای شهدای اصحاب رسانه بزرگداشت بگیرند!
شهردای ، ارشاد ، صدا و سیما ، تهرانی ها ، شهرستانی ها ، هر کس در گوشه ای برای این شهدا بزرگداشت می گیرد ، نمی دانم چرا همه ی تلاش ها در سال اول خلاصه می شود؟ شاید بخاطر همان حافظه ای کوتاه مدت باشد! حتی مناسبت ها نیز در سالهای بعد به فراموشی سپرده می شود ، اگر چه ریاست محترم جمهور ، وزیر محترم ارشاد و عده ای دیگر برای دومین سالگرد هم پیام صادر می کنند ، اما در برگزاری دومین سالگرد ، که تنها به دست های تنهای بازماندگان صورت می گیرد ، و نه وزیر و نه وکیل ، هیچکدام در آن شرکت نمی کنند ، ستاد مردمی دیگری که قرار بود دومین سالگرد شهادت دوتن از این شهدا را در منطقه ی ۱۸ تهران برگزار کند با دریافتن آنکه هیچ ارگانی قصد برگزاری مراسم ندارد ، ظرف چند روز تغییر مسیر می دهد و بزرگداشت محله ای خود را به یادمانی برای همه ی شهدای سی ۱۳۰ تبدیل می کند ، برداشت آخر در منطقه ی یافت آباد کلید می خورد و اکثر خانواده های این شهدا حضور می یابند ، برای خالی نبودن عریضه پیام رئیس جمهور را در آن مراسم قرائت کردیم و بعد از روز ها تلاش برای دعوت از وزیر ارشاد و دیگر مسئولین در آن مراسم ، دست از پا دراز تر به قرائت پیامی از معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد بسنده می کنیم!
از این جا به بعد به مظلومیت واقعی این شهدا پی می برم ، به مثابه ی آن مثل که می گوید: کس نخارد پشت من ، جر ناخن انگشت من!
هـزار روز می گـذرد!
برخی از خانواده ها که بی دریغ در تلاش برای مانائی یاد این شهدا هستند ، از هر بهانه ای برای دست یابی به این مهم بهره می برند.
سال گذشته ، یک ماه پیش از هزارمین روز پرواز سی ۱۳۰ ، برخی از خانواده های طی تماسی تمایل خود را برای برگزاری مراسمی به مناسبت هزارمین روز وقوع آن حادثه ابراز می کنند و این موضوع در یادداشتی ابلاغ می گردد ، ستاد مردمی شهدای رسانه دوباره زنده می شود و هماهنگی های لازم برای برگزاری مراسم مذکور آغاز شد ، به هر حال مشارکت های لازم از سوی برخی از مراکز فرهنگی همچون سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران ، فرهنگ سرا های خاتم ، رسانه و بهمن ، معاونت اجتماعی شهرداری منطقه ی ۱۸ که هنوز سانحه ی سی۱۳۰ را فراموش نکرده اند جذب می شود و با مدیریت خانه ی هنر و ادبیات پارسا تلاش برای دعوت از مسئولین کشوری آغاز می گردد ، حاصل بیش از چند صد بار تماس تلفنی ، ارسال دعوت نامه ، آنهم صرفا برای حضور مسئولین در مراسم و احیانا ارائه ی کلام در محضر خانواده های ارزشمند شهدا ، تا آخرین ساعات باقیمانده ، نتیجه ای به جز خالی ماندن صندلی هایVIP ندارد ، اما هزاره ی طلوع با حضور خانواده ها و خبرنگاران ، با شکوهی خاص برگزار می شود و کودکان شاهد ، جای خالی مسئولین را به قاب عکس پدرانشان مزین می کنند…
سال یادی برای سومین بار:
من و محسن همتی صحبت هایی در باب کیفیت برگزاری مراسم سومین سالگرد بچه ها داشتیم و بر همان اساس رایزنی ها با مراکز مختلفی آغاز شد ، یادم است روزی به ناگاه محسن تماس گرفت که بیا بریم برای جلسه ی هماهنگی ستاد شهدای رسانه! ، همان ستادی که تنها در سال نخست توسط برخی سازمان های رسانه ای همچون فارس ، ایسنا و البته بنیاد شهید شکل گرفته و بعدش هم رها شده بود به امان خدا! خوشحال شدم ، چرا که برای ساعاتی فکر می کردم هنوز هم دوستان رسانه ای به یاد بچه های سی ۱۳۰ هستند! اما این حس تنها چند ساعت همراهمی ام کرد! ، جلسه به شکل ناگواری برگزار نشد! ناگوار به دلیل آنکه از میان همه ی میهمانان جلسه تنها مدعوی که آمده بود من بودم و بس! دوستان خبرگزاری میزبان پوزش طلبیدند و جلسه برگزار نشد!
چند وقت بعد در رسانه ها خبرهایی با تیتر های رنگارنگ! مبنی بر تشکیل مجدد ستاد ذکر شده رو شنیدم ، تیترهایی رنگی مثل ” شهدای رسانه صاحب سایت می شوند” و “ستاد شهدای رسانه تشکیل شد” و… اما نه ستادی تشکیل شده ای ماندگار شد و نه تا کنون سایتی راه اندازی شده است! من و محسن همتی همچون گذشته گاهی که با هم تلفنی حرف می زینم از فراز و نشیبی می گوییم که حالا دیگر به خاطراتی تلخ و مایوس کننده مبدل شده اند! از عدم اجابت خواسته ی بازماندگان شهدای سی ۱۳۰ توسط رئیس جمهور که ۱۵ آذر را به نام شهدای رسانه نام گذاری کنند گرفته تا بی محلی های روسای رسانه ی ملی که انگار نه انگار هواپیمایی سقوط کرده است! از پایمال شدن خون بچه هایی که آخرش هم معلوم نشد به چه علتی دیگر میان ما نیستند! حالا هم که دیگر انگار تورنمنت سقوط هواپیماهای مسافربری است! به طوری که این دست مرگ های دسته جمعی به مثال تمرینی می مانند برای تلنگر که ، آهای انسانها! ” مرگ هماره نزدیک شماست!”
سالهاست در دلم مانده است این!
دعای مادر شهید می تواند هر انسانی را ابدی کند و من این را خوب می دانم و گرچه از عواقب آه این مادران خبری ندارم! اما آگاهم هر آنچه خدمتگذار را از مسیر خدمت دور کند امری است مردود! و بی تردید زنده نگاه داشتن یاد شهدا از مسئولیت های ضروری انکار ناپذیر خدمتگذاران فرهنگ ملی ایران زمین شمرده می شود.
انقلاب ما در سخت ترین شرایط متکی به همت ، شجاعت و خون دلیر مردان و شیر زنانی بوده که اعتقاد به شهادت همواره نیروی ایمان را در کالبد انقلابی شان پر فروز نگاه داشته است ، پس مخفی کردن خطاها در پشت آرمانها و مقدساتی همچون شهادت جز تخریب داشته های اعتقادی مردم آیده ی دیگری نخواهد داشت و این تخریب چیزی جز خیانت به اندیشه ی انقلاب نیست…
بازنویسی ، هفدهم مرداد هشتاد و هشت شمسی
سید محمد مهدی حسینی